الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

167

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

معصومين عليهم السلام براى مردم بيان كرده‌اند ، از باب تكميل نبوده بلكه از باب ابلاغ دينى بوده كه در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله به كمال خويش رسيده بود نه رأى شخصى آنان تا آنها كامل كنندهء دين باشند ، در حديثى از امام باقر عليه السلام آمده است : « لو انّا حدّثنا برأينا ضللنا كما ضلّ من كان قبلنا و لكنّا حدّثنا ببيّنةٍ من ربّنا بيّنها لنبيّه فبيّنها لنا ؛ اگر به رأى خويش با شما سخن بگوييم گمراه شده‌ايم چنان كه قبل از ما گمراه شدند ليكن ما به هدايت و راهنمايى خداوند كه براى پيامبر صلى الله عليه و آله تبيين كرد و سپس او ما را راهنمايى نمود ، سخن مىگوييم » . « 1 » در روايتى سماعه يكى از ياران امام هفتم به موسى بن جعفر عليهما السلام عرض مىكند : آيا آن چه شما مىگوييد از قرآن و سنّت است يا به رأى خويش است ؟ حضرت مىفرمايد : « بل كلّ شيء نقوله في كتاب اللَّه و سنّة نبيّه ؛ آن چه را بيان مىكنيم از كتاب الهى و سنّت است » . « 2 » در روايت ديگرى آمده : « لسنا من أ رأيت في شىء ؛ ما از اصحاب رأى نيستيم . ( همه آنچه را مىگوييم نقل از پيامبر است ) » . « 3 » در روايتى ديگر ، امام باقر عليه السلام به جابر بن يزيد جعفى مىفرمايد : اگر بر اساس رأى خويش نظر بدهيم از هلاك‌شدگان هستيم . « 4 » به هر حال ، عقيده مدرسهء اهل بيت عليهم السلام اين است كه امام عليه السلام خازن علم الهى و حافظ شرع و وارث پيامبر اسلام و حافظ سرّ خدا و حامل كتاب خدا و داعى الى اللَّه است . ائمّه كسانى هستند كه : « لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ » يعنى بر فرمان خدا پيشى نمىگيرند . و به فرمان او عمل مىكنند ، « وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ » . « 5 » ابن سعد در طبقات نقل مىكند كه از على بن ابى طالب عليه السلام سؤال شد : چرا بيشترين روايات را شما از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله نقل مىكنيد ؟ فرمود : زيرا هرچه سؤال مىكردم ، پيامبر جواب مرا مىداد و هركجا ساكت مىشدم پيامبر خود سخن را آغاز مىكرد . آيه‌اى نازل نشد مگر آن كه محل نزول و شأن نزول آن را مىدانم . « 6 » پيامبر به امير المؤمنين على عليه السلام فرمود : آن چه را بر تو املا مىكنم ، بنويس . على عليه السلام عرض كرد : يا رسول اللَّه ! مىترسيد فراموش كنم ؟ فرمود : نه من از خدا خواسته‌ام كه تو حافظ علوم من باشى ، ولى براى امامان پس از خود بنويس و به امام حسن اشاره كرد و فرمود : « هذا اوّلهم » و به امام حسين اشاره كرد و فرمود : « و هذا ثانيهم » سپس فرمود : امامان بعدى از نسل اويند . « 7 » با توجّه به روايت اخير ، جواب ايراد ديگرى نيز داده مىشود كه مىگويند : بسيارى از احاديث شيعه از طريق امام باقر و امام صادق عليهما السلام و ائمّهء پس از آن دو ، رسيده است و آنان رسول خدا را درك نكرده‌اند ،

--> ( 1 ) . بصائر الدرجات ، ص 319 ؛ بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 172 . نظير اين روايت در كنز العمّال ، ج 13 ، ص 164 از امير مؤمنان على عليه السلام نقل شده است . ( 2 ) . بصائر الدّرجات ، ص 321 ؛ بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 174 . ( 3 ) . كافى ، ج 1 ، ص 58 . ( 4 ) . جامع احاديث الشيعة ، ج 1 ، ص 38 . ( 5 ) . انبياء ، آيهء 27 . ( 6 ) . طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 338 . ( 7 ) . ينابيع المودّه ، ج 1 ، ص 73 .